صندوق های ثروت ملی (SWF) غالباً از طریق واسطه های قانون گذاری شده مانند صندوق های قابل معامله در بورس (ETF) اسپات بیت کوین، شرکت های سهامی عام مرتبط با کریپتو، یا سرمایه گذاری های خصوصی در شرکت های فعال در حوزه بلاک چین، وارد بازار دارایی های دیجیتال می شوند. در این مقاله، قصد داریم نگاهی عمیق تر به استراتژی ها، محدودیت ها و اثرات حضور این صندوق های ثروت ملی در بازار کریپتو بیندازیم.
صندوق ثروت ملی چیست؟
صندوق ثروت ملی (Sovereign Wealth Fund) یک صندوق سرمایه گذاری تحت مالکیت دولت است که ارزش آن اغلب به چند میلیارد یا حتی چند تریلیون دلار می رسد. دولت ها از این صندوق ها برای سرمایه گذاریِ پس اندازهای ملی خود به منظور کسب بازدهی در بلندمدت استفاده می کنند. از جمله نمونه های بارز این صندوق ها می توان به «صندوق بازنشستگی دولتی نروژ»، «شرکت سرمایه گذاری مبادله ابوظبی»، «صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان سعودی»، و صندوق های «GIC» و «تماسک (Temasek)» در سنگاپور اشاره کرد.
در کشور ما نیز «صندوق توسعه ملی ایران» نقشی مشابه ایفا می کند؛ با این هدف که بخشی از درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز را به ثروت های ماندگار و مولد برای نسل های آینده تبدیل کند. ورود غول های ثروت ملی جهان به بازارهای نوین مانند کریپتو، نشان دهنده تغییر پارادایم در مدیریت ثروت کلان است که می تواند الگوی مناسبی برای تنوع بخشی به سبد دارایی های ملی در اقتصادهای در حال توسعه باشد.
چرا صندوق های ثروت ملی بر بازارهای جهانی تأثیر می گذارند؟
تا سال ۲۰۲۶، صندوق های ثروت ملی مجموعاً بیش از ۱۳ تریلیون دلار دارایی را مدیریت می کنند؛ به طوری که ارزش صندوق نروژ به تنهایی از مرز ۲.۱ تریلیون دلار فراتر رفته است. این نهادها با افق های زمانی چند دهه ای سرمایه گذاری می کنند؛ به این معنا که می توانند موقعیت های پرنوسان را در طول چرخه های بازار حفظ کنند، در حالی که همین نوسانات سرمایه گذاران کوتاه مدت را مجبور به فروش می کند.
علاوه بر این، زمانی که صندوقی با این ابعاد و میزان از صبر و تحمل وارد یک بخش نوظهور می شود، سایر سرمایه گذاران این حرکت را به عنوان یک «سیگنال» تلقی می کنند. این سیگنال نشان می دهد که دارایی مذکور از فیلترهای سخت گیرانه و بررسی های موشکافانه (Due Diligence) عبور کرده است و همین امر می تواند موجی از سرمایه های جدید را به دنبال آن ها روانه بازار کند.

تصویرسازی بررسی های موشکافانه (Due Diligence) و افق زمانی چند دهه ای مدیران ثروت ملی برای ورود به بخش های نوظهور.
چرا صندوق های ثروت ملی در حال بررسی دارایی های دیجیتال هستند؟
- تنوع بخشی به سبد سرمایه گذاری (پورتفولیو): در طول تاریخ پیدایش بیت کوین، بازدهی این دارایی همبستگی بسیار کمی با بازارهای گسترده تر سهام و اوراق قرضه داشته است. این ویژگی می تواند پروفایل بازدهِ تعدیل شده با ریسکِ یک پورتفولیو را بهبود بخشد.
- قرار گرفتن در معرض فناوری های نوظهور: بلاک چین ها اغلب به عنوان یک نوآوری تکنولوژیک جدید شناخته می شوند. صندوق هایی که به دنبال سرمایه گذاری در بخش زیرساختی این فناوری هستند، می توانند این کار را با سرمایه گذاری در شرکت هایی مانند ارائه دهندگان خدمات نگهداری (کاستودی)، پلتفرم های توکنیزه کردن دارایی ها و صرافی ها انجام دهند.
- استراتژی های ملی نوآوری: برای برخی دولت ها، سرمایه گذاری حاکمیتی ابزاری برای استراتژی های کلان اقتصادی است. به طور خاص، صندوق های کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است به سرمایه گذاری در کریپتو و بلاک چین به چشم راهکاری برای کاهش وابستگی اقتصادی خود به نفت نگاه کنند.
روش های سرمایه گذاری صندوق های ثروت ملی در دارایی های دیجیتال
صندوق های ثروت ملی از طریق چند ابزار مشخص در این بازار سرمایه گذاری می کنند. این روش ها به ترتیب از رایج ترین تا کم کاربردترین عبارتند از:
۱. صندوق های ETF اسپات بیت کوین (Spot Bitcoin ETFs)
این صندوق ها در دسترس ترین واسطه های سرمایه گذاری هستند، زیرا اوراق بهاداری ثبت شده محسوب می شوند که بیت کوین را نزد یک متولی (Custodian) واجد شرایط نگهداری کرده و در صرافی های قانون گذاری شده معامله می شوند. علاوه بر این، ETFها گزارش های حسابرسی شده ای را که اکثر دستورالعمل های دولتی به آن نیاز دارند ارائه می دهند و دغدغه مدیریت کلیدهای خصوصی (Private Keys) را نیز از بین می برند.
۲. شرکت های سهامی عام مرتبط با دارایی های دیجیتال
این روش شامل خرید سهام شرکت های سهامی عام مرتبط با کریپتو مانند مایکرواستراتژی (Strategy)، کوین بیس، سرکل و رابین هود است. البته باید توجه داشت که این استراتژی علاوه بر ریسک نوسانات قیمت کریپتو، ریسک های خاص هر شرکت را نیز به همراه دارد، زیرا این سهام ها نماینده خالص و مستقیمی از یک ارز دیجیتال خاص نیستند.
۳. صندوق های سرمایه گذاری خطرپذیر (Venture Capital)
صندوق های ثروت ملی همچنین روی سهام خصوصی و سرمایه گذاری های خطرپذیر متمرکز می شوند و اهدافی مانند زیرساخت های بلاک چین، خدمات نگهداری دارایی های دیجیتال و پلتفرم های توکنیزه سازی را هدف قرار می دهند.
۴. شرکت های زیرساخت بلاک چین
این روش که ارتباط نزدیکی با سرمایه گذاری خطرپذیر دارد، شامل سرمایه گذاری مستقیم روی شرکت هایی است که عملکرد بازارهای دیجیتال را ممکن می سازند؛ مانند نهادهای ارائه دهنده خدمات نگهداری، شرکت های استخراج (ماینینگ)، پردازشگرهای پرداخت و شبکه های تسویه.
۵. نگهداری مستقیم ارزهای دیجیتال
مالکیت مستقیم کریپتو کم کاربردترین رویکرد است؛ چرا که صندوق باید مدیریت کلید خصوصی، بیمه و مسائل مربوط به حسابرسی را شخصاً بر عهده بگیرد که در مقایسه با خرید ساده یک ETF اسپات، دردسرهای مضاعف و بسیار زیادی دارد.
ورود نهادهای نهادی (Institutional Investors) به بازار از طریق ETFها نشان می دهد که قانون گذاری تا چه حد می تواند به ورود جریان نقدینگی کمک کند. برای اقتصادهای سنتی، پذیرش ETFها یک پل ارتباطی امن میان سیستم مالی کلاسیک و اقتصاد دیجیتال غیرمتمرکز ایجاد کرده است.

بازنمایی ورود امن و ساختاریافته نهادی به حوزه بلاک چین از طریق ابزارهای شفاف و تحت نظارت.
نمونه های واقعی از سرمایه گذاری صندوق های ثروت ملی در کریپتو
- شرکت سرمایه گذاری مبادله (Mubadala): صندوق «مبادله» ابوظبی با مدیریت بیش از ۳۳۰ میلیارد دلار دارایی، شناخته شده ترین خریدار دولتیِ ETF اسپات بیت کوین است. این صندوق اولین بار در سه ماهه چهارم ۲۰۲۴ مالکیت سهام صندوق IBIT (متعلق به بلک راک) را افشا کرد که ارزش آن تا سه ماهه دوم ۲۰۲۶ به حدود ۵۶۶ میلیون دلار رسید. یک نهاد دیگر در ابوظبی به نام سرمایه گذاری «الورده» (Al Warda) نیز IBIT در اختیار دارد و ارزش دارایی این دو نهاد با هم در پایان سال ۲۰۲۵ از یک میلیارد دلار عبور کرد.
- هلدینگ تماسک (Temasek): صندوق تماسک سنگاپور پیش از فروپاشی صرافی FTX در سال ۲۰۲۲، در آن سرمایه گذاری کرده بود و در نهایت کل این سرمایه گذاری را سوخت شده اعلام کرد. این صندوق از آن زمان اعلام کرده که دیگر قصد سرمایه گذاری مستقیم در ارزهای دیجیتال را ندارد؛ با این حال، همچنان از طریق خرید سهام شرکت های خصوصی بلاک چینی، در این بخش حضور دارد.
- صندوق GIC: دیگر سرمایه گذار حاکمیتی سنگاپور یعنی GIC نیز به جای خرید مستقیم توکن ها یا ETFها، تمرکز خود را بر لایه زیرساخت و سرمایه گذاری های خصوصی در این بخش معطوف کرده است.
- سایر سرمایه گذاری های افشاشده عمومی: صندوق بازنشستگی دولتی نروژ از طریق شرکت های سهامی عام مرتبط با کریپتو مانند مایکرواستراتژی، مارا (MARA)، متاپلنت، کوین بیس و بلاک، به صورت غیرمستقیم در این بازار سرمایه گذاری کرده است که مجموع آن به کمتر از ۰.۰۴ درصد از کل دارایی های صندوق می رسد.
صندوق های ثروت ملی چگونه ریسک دارایی های دیجیتال را مدیریت می کنند؟
- تخصیص بخش کوچکی از پورتفولیو: پوزیشن های افشاشده تقریباً همیشه کسر بسیار کوچکی از کل دارایی ها هستند. برای مثال، لوکزامبورگ سقف تخصیص خود را به ۱٪ محدود کرده و دارایی غیرمستقیم نروژ کمتر از ۰.۰۴٪ از کل صندوق است.
- تنوع بخشی بین انواع دارایی ها: این صندوق ها به جای تمرکز کل سرمایه خود روی یک واسطه، احتمالاً دارایی خود را بین ETFهای مختلف، سهام های عمومی و موقعیت های خطرپذیر تقسیم می کنند تا از ریسک های مختص به یک محصول، ناشر یا صادرکننده خاص جلوگیری کنند.
- استفاده از متولیان حرفه ای (کاستودی): در مواردی که صندوق ها دارایی ها را به طور مستقیم یا از طریق محصولات مالی نگهداری می کنند، به متولیان واجد شرایطی تکیه می کنند که دارای مجوز بانکی، کنترل های حسابرسی شده و بیمه برای ذخیره سازی سرد (Cold Storage) هستند.
- کمیته های سرمایه گذاری و حاکمیت شرکتی: تخصیص های جدید باید از سد تأییدیه کمیته ها و سیاست های مکتوب سرمایه گذاری عبور کنند و دارای منطق مستند و آستانه های مشخص برای بازتعادل دهی (Rebalancing) یا خروج از بازار باشند.

نمایش رویکرد به شدت محتاطانه، سقف تخصیص اندک و تصمیم گیری داده محور در مدیریت دارایی های پرنوسان.
چالش هایی که مانع از پذیرش گسترده تر دولتی ها می شود
- نظارت سیاسی: متولیان و مدیران صندوق های عمومی باید پاسخگوی مقامات منتخب و ذی نفعانی باشند که ممکن است واکنش شدیدی به زیان ها نشان دهند. اغلب اوقات، هزینه سیاسی یک تخصیص داراییِ بد موقع، از بازدهی احتمالی آن (با توجه به سهم اندکی که این صندوق ها در نظر می گیرند) سنگین تر است.
- تفاوت های مقرراتی بین کشورها: ساختاری که در یک حوزه قضایی مجاز است، ممکن است در حوزه ای دیگر محدود شده باشد. صندوق هایی که به صورت جهانی سرمایه گذاری می کنند، باید هر دارایی را با چندین رژیم حقوقی مطابقت دهند؛ روندی که تصمیم گیری را کند کرده و انتخاب ها را محدود می سازد.
- دستورالعمل های داخلی سرمایه گذاری: بسیاری از صندوق ها تحت قوانینی فعالیت می کنند که ورود کلاس های دارایی جدید را ممنوع کرده یا به شدت محدود می کنند و اصلاح این قوانین فرآیندی است که گاهی یک سال یا بیشتر زمان می برد.
- الزامات شفافیت عمومی: تعهدات مربوط به افشای اطلاعات باعث می شود که جایگاه سرمایه گذاری دولت ها علنی و قابل استناد شود. این امر حساسیت هرگونه اشتباه را بالا می برد و باعث می شود برخی صندوق ها ترجیح دهند تا زمان تثبیت کامل این کلاس دارایی، از دور نظاره گر باشند.
نتیجه گیری
ورود صندوق های ثروت ملی به بازار دارایی های دیجیتال، نشان دهنده تغییر نگرشی بنیادین در بالاترین سطوح مالی جهان است. اگرچه این غول های سرمایه گذاری همچنان با رویکردی به شدت محتاطانه و با تخصیص بخش بسیار کوچکی از پورتفولیوی خود (زیر ۱ درصد) وارد این عرصه می شوند، اما همین گام های کوچک، تاییدی بر ماندگاری و پتانسیل بلندمدت فناوری بلاک چین است. برای سرمایه گذاران و دنبال کنندگان کیان مشاوران، رصد حرکت این صندوق ها می تواند به عنوان یک نقشه راه عمل کند؛ ورود استراتژیک به زیرساخت ها، استفاده از ابزارهای قانون گذاری شده مانند ETFها و پرهیز از هیجانات کوتاه مدت، دقیقاً همان الگویی است که سرمایه گذاران هوشمند برای بقا و سودآوری در اقتصاد نوین به آن نیاز دارند.
سوالات متداول
-
-
آیا صندوق های ثروت ملی در بیت کوین سرمایه گذاری می کنند؟
بله، تعداد اندک اما روبه رشدی از آن ها این کار را انجام می دهند؛ بیشتر آن ها از طریق صندوق های ETF اسپات بیت کوین یا سهام شرکت هایی که بیت کوین در اختیار دارند، وارد این بازار می شوند.
-
کدام صندوق های ثروت ملی در کریپتو سرمایه گذاری کرده اند؟
مهم ترین نمونه ها عبارتند از: صندوق مبادله ابوظبی، صندوق حاکمیت بین نسلی لوکزامبورگ، صندوق بازنشستگی دولتی نروژ، صندوق های GIC و تماسک سنگاپور و هلدینگ و سرمایه گذاری دروک بوتان.
-
آیا صندوق های ثروت ملی در شرکت های بلاک چینی سرمایه گذاری می کنند؟
بله. چندین صندوق مانند GIC و تماسک سنگاپور در سرمایه گذاری های خصوصی مربوط به شرکت های زیرساخت بلاک چین مشارکت داشته اند.
-
صندوق های ثروت ملی هنگام سرمایه گذاری در دارایی های دیجیتال با چه ریسک هایی مواجه اند؟
خطرات اصلی شامل نوسانات قیمت، عدم قطعیت قوانین و مقررات، نقص های عملیاتی و نگهداری، خطرات مربوط به اعتبار و سیاست، و چالش های ارزش گذاری دارایی ها است.
-