بی دلیل نیست که به این حوزه «فناوری ژرف» (Deep Tech) می گویند. با این حال، یک فناوری هر چقدر هم که «عمیق» و پیشرفته باشد، تا زمانی که پتانسیل های آن در مسیر منافع بشریت مهار و بهینه سازی نشود، چیزی بیش از یک رویای دست نیافتنی نخواهد بود.
اما فناوری ژرف دقیقاً چیست؟
به بیان بسیار ساده، فناوری ژرف را می توان به عنوان یک دستاورد علمی یا پیشرفت چشمگیر تعریف کرد که در صورت کاربردی شدن، پیامدهای گسترده ای در صنایع مختلف به همراه دارد و می تواند زندگی بشر را – در حالت ایده آل به سمت بهتر شدن – متحول کند.
صنایعی که فناوری های ژرف در آن ها گام های بلندی برداشته اند شامل بیوتکنولوژی (زیست فناوری) یا علوم زیستی، فناوری های پاک (Cleantech)، علوم کامپیوتر، انرژی، الکترونیک، نیمه هادی ها و علم مواد می شود. رباتیک، سیستم های ویرایش ژن، راکتورهای هسته ای نوین، جدیدترین داروها و تجهیزات پزشکی و همچنین پرینت سه بعدی، همگی نمونه هایی از دیپ تک هستند. تنها از طریق آزمایش های گسترده است که می توان تأثیر کامل هر یک از پیشرفت های فناوری ژرف را تعیین کرد.
فناوری ژرف، یک نوآوری در «مدل کسب وکار» نیست، بلکه نوآوری در علم یا فناوری است که می توان یک کسب وکار را بر پایه آن بنا کرد. این دقیقاً همان نقطه ای است که یک کسب وکار یا استارتاپ مبتنی بر فناوری ژرف را از شرکت هایی مانند فیس بوک، اسپاتیفای، اوبر (Uber) یا ایربی ان بی (Airbnb) متمایز می کند.
شرکت های فعال در حوزه فناوری ژرف، مالکیت فکری (Intellectual Property) خود را در اختیار دارند، سال ها زمان صرف تحقیق و آزمایش می کنند و در تیم های خود علاوه بر پرسنل تجاری و کسب وکار، از دانشمندان، مهندسان و دیگر متخصصان بهره می برند.
در اکوسیستم استارتاپی ایران، تفاوت مهمی میان پلتفرم های خدماتی (مانند اسنپ یا دیجی کالا که نوآوری در مدل کسب وکار دارند) و شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک های فناوری (که روی نانوذرات، سلول های بنیادی یا هوش مصنوعی پیشرفته کار می کنند) وجود دارد. ارزش گذاری شرکت های نوع دوم (دیپ تک) به مراتب پیچیده تر است، زیرا دارایی اصلی آن ها نامشهود و مبتنی بر پتنت ها (حق اختراع) و دانش فنی عمیق است.
دشواری های فناوری ژرف
شاید تصور کنید هر اختراع یا نوآوری که به آسان تر شدن زندگی خیل عظیمی از انسان ها کمک می کند، ناگزیر و تقریباً به طور خودکار راه خود را به خانه ها و عادات روزمره عموم جامعه باز خواهد کرد. اما داستان توسعه این فناوری ها، درست مانند مسیر پرپیچ وخم موفقیت یک دانشمند برنده جایزه نوبل است؛ همه از مسیر پرچالشی که به سودآوری و یک پایان خوش ختم می شود، آگاه نیستند.
نگاهی دقیق تر به فرآیند انتقال فناوری ژرف از محیط آزمایشگاه به بازار تجاری نشان می دهد که اگرچه کشف، طراحی و توسعه یک فناوری یک مقوله است، اما تولید انبوه، درآمدزایی و بازاریابی برای آن، مقوله ای کاملاً متفاوت است.

این تصویر چالش های انتقال یک ایده علمی به محصول تجاری و تفاوت مهارت های خلق با فروش را به تصویر می کشد.
دو دنیای متفاوت: مهارت های خلق در برابر مهارت های فروش
در حالی که شاید برخی با نگاهی سطحی، تجاری سازی فناوری ژرف را به معنای «کسب درآمد از طریق هوش و مغز دیگران» تلقی کنند، اما این فرآیند در واقع اطمینان از این موضوع است که بیشترین تعداد ممکن از انسان ها بتوانند از یک دستاورد علمی بهره مند شوند. دیسیپلین ها، اصول و مهارت های مورد نیاز در فرآیند تجاری سازی، می تواند با مهارت هایی که در وهله اول باعث خلق آن فناوری شده اند، بسیار متفاوت باشد.
به همین دلیل، افرادی که در پشت صحنه توسعه فناوری ژرف قرار دارند، همیشه همان کسانی نیستند که مسئولیت عرضه آن به بازار را بر عهده می گیرند. اما حتی با وجود یک متخصص مجزا، چالش های پیش رو بسیار زیاد و اغلب پیچیده هستند.
موانع اصلی: از شناسایی فرصت تا آموزش بازار
یکی از مهم ترین چالش ها، توانایی شناسایی فرصت هایی است که یک توسعه در حوزه دیپ تک، هم از منظر عملی و هم از منظر اقتصادی (توجیه مالی) ارائه می دهد. گاهی اوقات، نمایندگان مؤسسات تحقیقاتی در مواجهه با سرمایه گذاران علاقه مند دچار سردرگمی می شوند؛ چرا که خودشان درک روشنی از ظرفیت رشد پروژه یا حتی نیاز و مشکل خاصی که فناوری جدیدشان آن را حل می کند، ندارند.
همچنین، به دلیل نوظهور بودن فناوری، توسعه دهندگان اغلب باید بازار را برای نحوه استفاده از آن آموزش دهند. این امر مستلزم شناخت کلی بازار و به ویژه کاربر نهایی است؛ نوعی از تحقیقات بازار که غالباً فراتر از دانش توسعه دهندگان فنی است.
چالش جذب سرمایه: ریسک بالا و بازدهی دیرهنگام
بسیاری از سرمایه گذاران به دلیل سطح بالای ریسک و همچنین زمان بسیار طولانی تری که برای رسیدن به بازده سرمایه گذاری (ROI) نیاز است، تمایل چندانی به حضور در شرکت های دیپ تک ندارند. سر پا شدن و راه اندازی اولیه شرکت های فناوری ژرف ممکن است ۴ تا ۵ سال زمان ببرد. در مقایسه، پلتفرم های شبکه های اجتماعی برای سرمایه گذاران بسیار جذاب تر به نظر می رسند.
تعداد مؤسسات تحقیقاتی که در رسیدن به نقطه سر به سر (Break-even) دچار مشکل هستند و همچنین پرون
ده های پرهیاهوی شرکت های دیپ تک که شاهد خروج زودهنگام سرمایه گذاران بوده اند، از دیگر عوامل بازدارنده برای سرمایه گذاری در این حوزه به شمار می روند.

کانسپت این تصویر نشان دهنده نیاز به زمان، مراقبت و سرمایه صبورانه برای به ثمر نشستن پروژه های دیپ تک است.
«سرمایه های صبور»: نسخه نجات در اقتصادهای پرنوسان
در ادبیات مالی، سرمایه گذاری در دیپ تک به سرمایه های صبور (Patient Capital) نیاز دارد. در بازارهای در حال توسعه و تورمی، جذب سرمایه گذار خطرپذیر (VC) برای پروژه ای که ۵ سال زمان برای سوددهی نیاز دارد، دشوارتر از اقتصادهای باثبات است. به همین دلیل، در این حوزه ها معمولاً نیاز به ترکیب حمایت های دولتی (مانند صندوق های نوآوری) با سرمایه های خصوصی به شدت احساس می شود.
پیشبرد تحول در فناوری های ژرف
با این وجود، سرمایه گذاران و نهادهای سرمایه گذاریِ خاصی نیز وجود دارند که به دلیل ارزش گذاری اولیه پایینِ این استارتاپ ها و ارزش فوق العاده بالای مالکیت فکری شان، به استارتاپ های دیپ تک علاقه نشان می دهند و سودآوری بالایی برای آن ها پیش بینی می کنند. این سرمایه گذاران که برخی از آن ها برای یافتن توسعه دهندگان دیپ تک در مکان های غیرمنتظره تلاش زیادی می کنند، از این استارتاپ ها با انگیزه های نوع دوستانه مانند کمک به نجات جان انسان ها یا حفظ سیاره زمین نیز حمایت می کنند.
این سرمایه گذارانِ روشنفکر و بلندنظر، نقش بسزایی در موفقیت شرکت های دیپ تک – علی رغم تمام مشکلات پیش روی آن ها – ایفا می کنند. شرکت هایی مانند New Paradigm Biosciences ،Visenti و Mobile Market Monitor تنها چند نمونه از شرکت های موفق در حوزه فناوری ژرف هستند که پروژه هایشان نه تنها کمک های شایانی به جامعه کرده، بلکه ثابت کرده اند که از نظر اقتصادی نیز کاملاً توجیه پذیر و به شدت سودآور هستند.
نتیجه گیری
تجاری سازی فناوری های ژرف (Deep Tech)، پلی است که آزمایشگاه های علمی را به بازارهای جهانی متصل می کند؛ اما عبور از این پل نیازمند مهارت های مالی، درک عمیق از تحقیقات بازار و جذب «سرمایه های صبور» است. تفاوت ماهوی دیپ تک با استارتاپ های معمولی نشان می دهد که نوآوری علمی به تنهایی برای خلق ثروت کافی نیست، بلکه داشتن یک مدل کسب وکار مستحکم، ارزش گذاری دقیق دارایی های نامشهود (مانند حق اختراع) و تیم سازی متشکل از متخصصان فنی و رهبران تجاری، الزامی است. ما در مجموعه کیان مشاوران بر این باوریم که برای موفقیت در حوزه فناوری های پیچیده، مشاوره دقیق مالی و اقتصادی و شناخت ریسک های بازار، به اندازه خود نوآوری علمی اهمیت دارد. توسعه اکوسیستم دیپ تک، نه تنها سودآوری مالی بلندی مدتی به همراه دارد، بلکه آینده جوامع بشری را تضمین خواهد کرد.