با افزایش گفتگوها و نشست های نهادهای حاکمیتی در سطح جهانی، مانند کنفرانس های سازمان ملل و اجلاس های تغییرات اقلیمی نظیر COP27، موضوع گرمایش زمین و تغییرات اقلیمی بیش از پیش در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است. این آگاهی روزافزون، باعث شده تا نگاه ها با دقت بیشتری به سمت عوامل اصلی مخرب محیط زیست، به ویژه سازمان های بزرگ، جلب شود. امروزه، تمرکز اصلی بر این است که این سازمان ها را در قبال تاثیرات زیست محیطی شان پاسخگو نگه داریم. در کشور خودمان ایران نیز، با توجه به چالش های جدی مانند بحران آب و آلودگی هوای کلان شهرها، ضرورت توجه به این مفاهیم در فضای کسب وکار بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.
توسعه پایدار؛ پیوند استراتژیک میان مسئولیت اجتماعی و سودآوری بلندمدت
در گزارشی که توسط «پروژه افشای کربن» (CDP) منتشر شد، آمار تکان دهنده ای به چشم می خورد: از سال ۱۹۸۸ میلادی، تنها ۱۰۰ شرکت مسئول تولید ۷۱ درصد از کل گازهای گلخانه ای (GHG) در جهان بوده اند. این آمار خیره کننده، صنایع بزرگ را به عنوان عوامل اصلی تغییر در صندلی داغ پاسخگویی قرار داده است.
این توجه و فشار عمومی، کسب وکارها را وادار می کند تا در فرآیندهای خود بازنگری کنند. با این حال، گستردگی و پیچیدگی های عظیم مفهوم «توسعه پایدار» (Sustainability) می تواند حتی برای کارشناسان خبره نیز طاقت فرسا باشد. در واقع، در نظرسنجی اخیر شرکت IBM، حدود ۵۱ درصد از پاسخ دهندگان موافق بودند که «پایداری زیست محیطی امروز برای آن ها بسیار مهم تر از ۱۲ ماه گذشته است.» اما وقتی پای عمل به میان می آید، مشخص شد که تنها ۳۵ درصد از سازمان هایی که استراتژی توسعه پایدار تدوین کرده اند، واقعاً آن را اجرایی می کنند.
با در نظر گرفتن عوامل متعددی که یک کسب وکار پایدار باید رعایت کند، دلیل این شکاف بزرگ بین تئوری و عمل مشخص می شود. یک شرکت پایدار، در جامع ترین شکل خود، نه تنها مسئول به حداقل رساندن اثرات مخرب زیست محیطی خود است، بلکه باید به گونه ای عمل کند که ردپای منفی آن بر محیط زیست به «صفر» برسد و در عین حال ارزش های مثبت را در تمام تار و پود عملیاتی خود ترویج دهد.
برخی از مسائل کلان و جهانی که یک کسب وکار پایدار باید به آن ها بپردازد عبارتند از:
- انتشار گازهای کربنی و مدیریت آلاینده ها
- نابرابری های جنسیتی
- پرداخت دستمزد عادلانه
- استفاده آگاهانه و بهینه از منابع (به ویژه مدیریت مصرف آب و انرژی)
- حقوق بشر
- شرایط کاری منصفانه و ایمن
- آلودگی های زیست محیطی (پسماند و زباله های صنعتی)
- تبعیض در محیط کار
با وجود این گستردگی، شرکت های پیشگامی که نتایج مثبتی در شاخص های محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) خود نشان داده اند، بر اساس گزارش موسسه مکنزی (McKinsey)، به طور پیوسته سودآوری بالایی داشته و در میان مدت و بلندمدت عملکردی بهتر از میانگین بازار ارائه داده اند. بنابراین، اگرچه ادغام و اجرای اصول پایداری همچنان چالش برانگیز است، اما روندهای حاکم نشان می دهند که پیوند دادن دنیای پایداری و تجارت نه تنها کاملاً امکان پذیر است، بلکه به نتایج بسیار درخشانی نیز منجر می شود.

نمایش اهمیت نظارت بر آلاینده ها، مدیریت بهینه منابع و استراتژی های زیست محیطی از طریق تکنولوژی.
نسل جدیدی از استعدادهای سبز
علی رغم افزایش آگاهی و تمایل برای ایجاد یک اقتصاد پایدار، در دسترس بودن نیروی کار ماهر در این حوزه هنوز محدود است. شرکت ها برای استخدام در موقعیت های شغلی «سبز» (دوستدار محیط زیست) یا آموزش تیم های فعلی خود با چالش های جدی روبرو هستند. با توجه به سرعت بالای جنبش توسعه پایدار، تقاضا برای استعدادهای سبز به مراتب از عرضه فعلی پیشی گرفته است.
گزارش سال ۲۰۲۲ لینکدین نشان داد که اگرچه سهم استعدادهای سبز در نیروی کار با رشد ۳۸.۵ درصدی، از ۹.۶ درصد در سال ۲۰۱۵ به ۱۳.۳ درصد در سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است، اما نرخ رشد آگهی های شغلی که نیازمند مهارت های سبز هستند (۸ درصد) همچنان از رشد استعدادهای جدید سبز (۶ درصد) بیشتر است.
برای رفع این مشکل، آموزش و توسعه مهارت ها مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است، چرا که با تغییرات بازار کار همخوانی دارد. با حرکت به سمت دیجیتالی شدن و از بین رفتن برخی مشاغل سنتی، نیروی کار برای حفظ قابلیت استخدام خود به دنبال یادگیری مهارت های سبز است و عده ای دیگر نیز مسیرهای شغلی جدیدی را همسو با علایق خود کشف می کنند.
نقشه راه مهارت های سبز؛ فرصت های شغلی نوظهور در اقتصاد پایدار
فراگیران با تجهیز شدن به تخصص های کاربردی در مفاهیم و استراتژی های پایداری سازمانی، تحلیل داده ها و مستندسازی، می توانند فعالانه به اهداف سبز ملی کمک کنند. علاوه بر یادگیری مجموعه ای از مهارت های ارزشمند شغلی از متخصصان صنعت، این افراد از خدمات مشاوره شغلی و تسهیلگری استخدام نیز بهره مند می شوند؛ خدماتی مانند مشاوره شخصی، نقد رزومه، ساخت برند شخصی در شبکه های اجتماعی، مصاحبه های شبیه سازی شده و کمک به یافتن شغل مناسب.
با در دسترس بودن گسترده فرصت های مهارت آموزی سبز، امکان رشد حرفه ای از طریق برنامه های پایداری به وفور یافت می شود. در واقع، این فرصت ها اغلب با نقش فعلی افراد همسو هستند و به آن ها اجازه می دهند تا بدون تغییر کامل فیلد کاری خود، مهارت هایشان را ارتقا دهند.
به عنوان مثال:
- بخش تحقیق و توسعه (R&D): متخصصان می توانند به پژوهشگران فناوری های پایدار یا مهندسان انرژی های تجدیدپذیر تبدیل شوند.
- منابع انسانی (HR): یک کارشناس منابع انسانی می تواند به عنوان “متخصص مزایای سبز” برنامه های رفاهی پایدار را به مزایای کارکنان اضافه کند تا محیط کاری سالم تری ایجاد شود. یا به عنوان “متخصص جذب استعدادهای پایدار”، معیارهای پایداری را در فرآیند استخدام ادغام کرده و یک نیروی کار متنوع و دوستدار محیط زیست بسازد.

تجسم فرصت های شغلی جدید مانند تحقیق و توسعه (R&D) در زمینه انرژی های پاک و محیط کار سازگار با محیط زیست.
هر قدم کوچک، ارزشمند است
در حالی که سازمان های بزرگ نقش کلیدی در ایجاد تغییر دارند، کسب وکارهای کوچک و متوسط (SMEs) نیز مسئولیت برابری در حمایت از طرح های پایداری در بازار دارند. با این حال، به دلیل محدودیت منابع، پرداختن به این موضوع برای آن ها می تواند دلهره آورتر باشد.
یک مطالعه از شرکت IBM نشان می دهد که مصرف کنندگان به طور فزاینده ای هنگام خرید تصمیمات آگاهانه می گیرند؛ به طوری که ۶۴ درصد از آن ها در نیمی از خریدهای اخیر خود محصولاتی را انتخاب کرده اند که دارای برچسب های سازگار با محیط زیست یا مسئولیت پذیری اجتماعی بوده اند. این رقم در کشورهایی مثل هند (۷۵٪) و چین (۷۶٪) حتی بالاتر است.
همچنین از منظر جذب نیروی کار، طبق همان تحقیق IBM، از هر ۳ نفری که سال گذشته شغل خود را تغییر دادند، یک نفر شغلی را پذیرفته است که کارفرمای آن به عنوان دوستدار محیط زیست (۳۵٪) یا دارای مسئولیت اجتماعی (۴۰٪) شناخته می شود. بنابراین، حتی اگر تاثیر مستقیم زیست محیطی در کسب وکارهای کوچک به وضوح شرکت های بزرگ دیده نشود، اثرات مثبت مالی و برندینگ آن غیرقابل چشم پوشی است.
استقرار استانداردهای جدید برای رشد
کسب وکاری که مسیر حرکت اصولی، اعداد و ارقام رشد قدرتمند و ستون های اخلاقی قابل اندازه گیری را با هم ترکیب کند، نه تنها نماد موفقیت در دنیای تجارت امروز است، بلکه برای سرمایه گذاران نیز به شدت جذاب است.
معیارهای ESG (محیطی، اجتماعی و حاکمیتی) اولین بار در گزارش سال ۲۰۰۶ سازمان ملل با عنوان “اصول سرمایه گذاری مسئولانه (PRI)” مطرح شد. از آن زمان، این مفاهیم به استانداردی صنعتی برای کسب وکارهای پایدار تبدیل شده اند. سرمایه گذاران نیز متوجه اهمیت ویژه ESG شده اند.
در گزارش CDP که پیش تر ذکر شد، ۳۲ درصد از انتشار گازهای گلخانه ای متعلق به شرکت های سهامی عام است و این یعنی سرمایه گذاران به عنوان ذینفعان کلیدی نقش مهمی دارند. امروزه سرمایه گذارانی که به دنبال سودهای بلندمدت هستند، کسب وکارها را از دریچه ESG موشکافی می کنند. پیامد برای شرکت هایی که نتوانند با این استانداردها همگام شوند – مانند صنایع سوخت های فسیلی – بسیار سنگین خواهد بود.
با جهانی تر شدن چارچوب های گزارش دهی ESG و استاندارد شدن شاخص ها، متخصصان مالی نیز می توانند با استفاده از این دانش، به مشاورانی باهوش تر تبدیل شده و سبدهای سرمایه گذاری (پورتفولیو) خود را بهبود بخشند.

ارتباط مستقیم و جذابیت رعایت اصول محیطی، اجتماعی و حاکمیتی (ESG) برای جذب سرمایه گذاران و رشد مالی.
نتیجه گیری
در نهایت، ادغام اصول توسعه پایدار دیگر یک انتخاب فانتزی نیست، بلکه به یک ضرورت قطعی برای رشد و بقای بلندمدت کسب وکارها تبدیل شده است. این رویکرد دقیقاً با ارزش های نسل آگاه امروزی که اهمیت محافظت از سیاره زمین و بازتعریف اخلاق در تجارت را درک کرده است، همخوانی دارد.
فرقی نمی کند هدف شما ارتقای تنوع زیستی باشد یا استفاده مسئولانه از منابع محدود برای تضمین آینده ای روشن تر؛ پیوند دادن توسعه پایدار و اهداف تجاری، مسیر را برای خلق میراثی ماندگار هموار می کند. میراثی که نه تنها برای امروز، بلکه برای نسل های آینده نیز سودمند است.