با وجود تحولات اخیر، قیمت نفت همچنان بالا باقی مانده و به تسلط خود بر احساسات سرمایه گذاران ادامه می دهد؛ چرا که بازارها در حال ارزیابی پیامدهای اقتصادی احتمالی ناشی از تنش های جاری در خاورمیانه هستند. در همین حال، بازارهای سهام ایالات متحده با حمایت درآمدهای قوی شرکت ها، داده های اقتصادی مقاوم و خوش بینی مداوم به هوش مصنوعی (AI)، به روند صعودی (رالی) خود ادامه می دهند.
با این حال، تاریخ نشان می دهد که اگر قیمت نفت برای مدت طولانی بالا بماند، فشار بر رشد اقتصادی، حاشیه های سود و تقاضای مصرف کننده در نهایت به قدری قابل توجه خواهد شد که سرمایه گذاران بازار سهام نمی توانند آن را نادیده بگیرند.
تمرکز سرمایه گذاران همچنان به شدت معطوف به خاورمیانه است
از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بازارها بر اساس جریان اخبار و اقدامات و اظهارنظرهای مقامات آمریکایی دچار نوسانات شدیدی شده اند. با ادامه محاصره های دوگانه در تنگه هرمز و ماندگاری قیمت بالای نفت (به طوری که قراردادهای آتی نفت WTI برای ماه دسامبر همچنان در نزدیکی اوج های اخیر خود در نوسان هستند)، یک سوال کلیدی مطرح می شود: سرمایه گذاران بازار سهام چه زمانی متوجه رالی قیمت نفت و تاثیر مخرب آن بر تقاضا خواهند شد؟
(نکته تکمیلی کیان مشاوران: تنگه هرمز شاهراه حیاتی انرژی جهان است و هرگونه اختلال در آن مستقیماً بر عرضه جهانی و در نتیجه قیمت تمام شده کالاهای اساسی تاثیر می گذارد که این امر در نهایت به کاهش قدرت خرید (تقاضا) منجر می شود.)
رالی سهام آمریکا؛ بی توجه به تحولات و تغذیه شده توسط گزارش های سودآوری
شروع تنش ها باعث افت شاخص های سهام آمریکا شد که البته کوتاه مدت بود. در اوج درگیری ها در اواسط ماه مارس، شاخص S&P 500 نسبت به ۲۷ فوریه حدود 8% کاهش یافت؛ افتی نسبتاً معمولی در بحبوحه یکی از شدیدترین رویدادهای ژئوپلیتیکی ۱۵ سال گذشته. بنابراین، بهبود متعاقب آن و ثبت رکوردهای تاریخی جدید توسط برخی شاخص های اصلی آمریکا، بیشتر سرمایه گذاران را شگفت زده نکرد.
این بهبود تهاجمی به نظر می رسد بر اساس عوامل متعددی شکل گرفته باشد. به طور خاص، زمانی که سرمایه گذاران آمریکایی متوجه شدند درگیری ها علیرغم افزایش قیمت نفت، منطقه ای و محدود باقی خواهد ماند، برای یافتن حمایت به سمت گزارش های سودآوری (Earnings)، داده های اقتصادی آمریکا و سیاست پولی این کشور روی آوردند.
گزارش های درآمدی تاکنون بسیار رضایت بخش بوده اند؛ نتایج شرکت های فناوری پیش بینی های خوش بینانه را تایید کرده و انتظارات برای آینده ای روشن تر را تقویت کرده اند. بر اساس کارت امتیازی درآمدهای موسسه FactSet، بیش از 80% از شرکت های شاخص S&P 500 سورپرایز مثبت سود هر سهم (EPS) و سورپرایز مثبت درآمدی را گزارش کرده اند. رشد سالانه درآمد برای این شاخص به 27% رسیده است که بالاترین سطح از سه ماهه پایانی سال ۲۰۲۱ (مراحل پایانی پاندمی کرونا) محسوب می شود.

این تصویر تقابل میان روند صعودی شاخصهای بورس آمریکا و نوسانات قیمت نفت ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک را به تصویر میکشد و استعارهای از خوشبینی بازار در برابر ریسکهای بزرگ اقتصادی است.
کاهش نرخ بهره فدرال رزرو محو شد، اما هیچ افزایش نرخی قیمت گذاری نشده است
در میان این شرایط، انتظار می رفت که بازارها افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو را برای مقابله با تورم فزاینده و کاهش شانس اثرات دور دوم (Second-round effects) پیش بینی و اصطلاحاً «قیمت گذاری» کنند. این موضعی شبیه به بانک مرکزی اروپا (ECB) است که خود را برای افزایش نرخ بهره در ماه ژوئن آماده می کند (مگر اینکه شگفتی بزرگی مانند پایان سریع تنش ها و عادی سازی مسیرهای عرضه نفت رخ دهد).
در عوض، بازار تنها شانس ناچیز 8% را برای افزایش نرخ بهره در ماه دسامبر قائل است، در مقایسه با 62 واحد پایه (bps) انقباضی که برای بانک مرکزی اروپا قیمت گذاری شده است. بخشی از دلیل این وضعیت، ورود کوین وارش به فدرال رزرو به عنوان رئیس جدید است. سرمایه گذاران فرض می کنند که تحت ریاست او، آستانه تحمل برای افزایش نرخ بهره بسیار بالاتر از سلف او خواهد بود و در نتیجه احتمال سورپرایزهای انقباضی (Hawkish) کاهش می یابد.
آیا اقتصاد آمریکا از تسریع تورم در امان است؟
علیرغم افزایش قیمت انرژی و بنزین، داده های آمریکا همچنان به یک «فرود نرم» (Soft Landing) اشاره دارند. به طور خاص، برخی داده های اخیرِ متمرکز بر هزینه کرد مصرف کننده، علیرغم شتاب گرفتن دوباره تورم، قوی بوده اند؛ حتی اگر این هزینه ها از طریق کاهش پس اندازها تامین شده باشد. با این حال، نظرسنجی های مربوط به احساسات مصرف کننده (مانند دانشگاه میشیگان) و نظرسنجی های تجاری مختلف (مانند شاخص مدیران خرید یا ISM بخش خدمات و تولید)، سیگنال های نگران کننده اولیه ای را ارسال کرده اند.
با نگاهی به آینده و با سرعت گرفتن فصل مسافرت ها، قیمت های بالای بنزین در نهایت درآمد واقعی را تحت فشار قرار داده و به هزینه های مصرف کننده لطمه خواهد زد. در همین حال، کسب وکارهایی که با افزایش هزینه ها به دلیل قیمت انرژی مواجه هستند، مجبورند بین «افزایش قیمت محصولات» (که به تقاضا لطمه می زند) یا «جذب هزینه های افزایش یافته و پذیرش حاشیه سود کمتر»، یکی را انتخاب کنند.
در بازارهای مالی، کاهش حاشیه سود شرکت ها مستقیماً باعث کاهش EPS پیش بینی شده می شود که در نهایت ارزش گذاری سهام را کاهش داده و می تواند به عنوان یک ماشه برای اصلاح بازار عمل کند.

این تصویر مفهوم تقابل دادههای اقتصادی در حال تغییر (تورم و هزینه انرژی) با سیاستهای نرخ بهره و انتظارات سودآوری شرکتها را به صورت نمادین و مدرن نمایش میدهد.
نگاهی تاریخی: از رالی های قبلی قیمت نفت چه استنباطی می توان کرد؟
از سال ۱۹۹۰، چهار مورد وجود داشته است که قیمت نفت به بالای 100 دلار افزایش یافته و در این سطح در نوسان بوده است: فوریه تا سپتامبر ۲۰۰۸، مارس ۲۰۱۱ تا جولای ۲۰۱۴، مارس تا جولای ۲۰۲۲، و مارس ۲۰۲۶. با بررسی این دوره ها، بدیهی است که ژئوپلیتیک نقش متغیری در رالی قیمت نفت داشته است.
در سال ۲۰۰۸، عدم تطابق جهانی بین عرضه و تقاضا، نفت را بالا برد، اما در نهایت «رکود بزرگ» ناشی از بازار وام مسکن آمریکا منجر به فروپاشی مالی شد. در دوره ۲۰۱۱-۲۰۱۴، ترکیبی از قدرت نمایی اوپک و قدرت تقاضای بازارهای نوظهور باعث افزایش قابل توجه قیمت انرژی شد. در نهایت، در سال ۲۰۲۲، شروع درگیری روسیه و اوکراین و افزایش تقاضای پس از کرونا، قیمت نفت را بالا برد.
از بین سه دوره گذشته بررسی شده، ایالات متحده تنها در دوره دسامبر ۲۰۰۷ تا ژوئن ۲۰۰۹ به طور رسمی در رکود بود.
عملکرد سهام در این دوره ها چگونه بود؟
از نظر تاریخی، سرمایه گذاران بازار سهام معمولاً در توجه به رالی قیمت نفت کند عمل می کنند. با این حال، زمانی که داده های اقتصادی به تدریج بدتر می شوند و انتظارات برای چشم انداز ضعیف رشد اقتصادی آمریکا تثبیت می گردد، کاهش و افت بازار سهام معمولاً قابل توجه است. عملکرد بازار در سال ۲۰۲۲ بسیار گویاست؛ جایی که رالی اولیه 5% در شاخص S&P 500 با یک اصلاح (ریزش) 15% دنبال شد.
جالب اینجاست که شاخص S&P 500 در حال حاضر بهترین عملکرد خود را در مقایسه با سه دوره مذکور ثبت کرده است. دلایل این امر فراوان است، اما چشم انداز هوش مصنوعی و این واقعیت که ایالات متحده در حال حاضر یک تولیدکننده و صادرکننده عمده انرژی است، به نظر می رسد عوامل حیاتی پشت این شور و نشاط فعلی بازار سهام باشند.

این تصویر روند تاریخی قیمت نفت در دورههای بحرانی را با عملکرد شاخصهای سهام مقایسه میکند تا نشان دهد چگونه اقتصادهای بزرگ در گذر زمان با شوکهای انرژی مقابله کردهاند.
نتیجه گیری
تحلیل های تاریخی نشان می دهد که قیمت بالای نفت اگر ماندگار شود، در نهایت فشارهای کلان اقتصادی را بر هر کشوری (حتی آمریکا به عنوان یک صادرکننده انرژی) تحمیل خواهد کرد. داده های مرتبط با بخش مصرف کننده، اولین قربانیان این فشار خواهند بود. برای سرمایه گذاران و تحلیلگران بازار بورس، این سناریو یک هشدار است: شتاب رشد اقتصادی نمی تواند برای همیشه پشت هیجانات مقطعی (مثل رونق هوش مصنوعی) پنهان بماند.
اگر شرکت ها نتوانند افزایش هزینه های انرژی را کنترل کنند، سودآوری خالص آن ها (و در نتیجه EPS) کاهش می یابد. تکرار الگوهای قیمتی در دوره های مشابه تاریخی، می تواند شاخص های مهم بورس را به سمت اصلاحات عمیق سوق دهد. سرمایه گذاران هوشمند باید در چنین شرایطی، به جای توجه صرف به رالی های موقت، بر داده های تورمی، سیاست های نرخ بهره بانک های مرکزی و شاخص های مدیران خرید (PMI) تمرکز کنند تا از اصلاحات احتمالی و غافلگیرانه بازار در امان بمانند.