در طول سال ها، شرکت های کوچک و بزرگ به یک اندازه استفاده از شیوه های تفکر طراحی را به عنوان راهی برای توسعه راه حل های کارآمد و هدایت رشد کسب وکار پذیرفته اند. برخی از مشهورترین شرکت های نوآور جهان مانند جنرال الکتریک (GE)، تری ام (3M) و آی بی ام (IBM) به دلیل قرار دادن کاربر در مرکز رویکرد حل مسئله خود شناخته شده اند.
در حالی که تفکر طراحی ممکن است کسب وکارها را به قلمروی شگفتی آور و خارق العاده ای پرتاب کند، اما این مفهوم دارای مزایای عملی بسیاری است که می تواند سودآوری نهایی را افزایش دهد؛ مزایایی مانند خلق یک تجربه معنادار از برند، تخصیص موثر منابع، ایجاد تیم هایی با سطح همکاری بالا و موارد دیگر. بنابراین جای تعجب نیست که شرکت های بیشتری در حال وارد کردن اصول طراحی در تصمیم گیری های کلان کسب وکار خود هستند.
در اقتصادهای پرنوسان و بازارهای رقابتی امروز ایران، تخصیص بهینه منابع مالی و انسانی امری حیاتی است. تفکر طراحی با کاهش ریسک شکست در عرضه محصولات و خدمات (به ویژه در حوزه های مالی، مشاوره ای و فین تک)، به شرکت ها کمک می کند تا بودجه محدود خود را تنها روی ایده هایی متمرکز کنند که واقعاً نیازهای بازار را برطرف می سازند. این رویکرد به طور مستقیم نرخ بازگشت سرمایه (ROI) را بهینه سازی می کند.
تفکر طراحی چیست؟
در سال ۲۰۱۷، اریک کوینت (Eric Quint)، مدیر ارشد طراحی شرکت 3M، تفکر طراحی را به عنوان یک رویکرد خلاقانه برای حل مسئله توصیف کرد که روحیه همکاری را در درون تیم ها و شرکت ها تحریک می کند. با استفاده از تفکر طراحی، کسب وکارها می توانند به ایده ها و راه حل هایی دست یابند که کاملاً با نیاز مشتریان مرتبط و برای آن ها کاربردی است.
کوینت با بسط دادن نقش طراحی و نوآوری در کمک به رشد شرکت ها، تاکید می کند که کاربرد این رویکرد همچنین «بسیار به تجربه برند مربوط می شود».
او خاطرنشان می کند: «هر آنچه که خلق می کنید، برند و تجربه پیرامون آن برند را می سازد.» به یاد داشته باشید، موضوع فقط خود محصول نیست، بلکه رابط های کاربری محصولات، نقطه فروش و بسیاری از عناصر دیگر که تجربه برند را شکل می دهند نیز اهمیت بالایی دارند.
تفکر طراحی یک رویکرد حل مسئله است که به طور گسترده در زمینه های کسب وکار و طراحی استفاده می شود. ایده اساسی پشت تفکر طراحی، دستیابی به راه حل های خلاقانه برای مشکلات از طریق در نظر گرفتن نیازها و خواسته های کاربر است. این رویکرد می تواند برای کسب وکارها بسیار ارزشمند باشد، زیرا به آن ها کمک می کند تا محصولات و خدمات نوآورانه ای خلق کنند که الزامات مشتریانشان را به بهترین شکل برآورده می سازد.

نمایش همکاری تیمی، طوفان فکری و تلاش برای درک نیازهای مشتری جهت خلق راه حل های جدید.
۵ گام اساسی در فرآیند تفکر طراحی
تفکر طراحی دارای پنج مرحله اصلی است که سه مرحله اول آن عبارتند از: همدلی با کاربر (Empathising)، تعریف مسئله (Defining) و ایده پردازی (Ideating) برای راه حل های ممکن.
در مرحله اول، کسب وکارها باید نیازها و خواسته های بازار هدف خود را به خوبی درک کنند. این امر می تواند از طریق تحقیقات بازار، نظرسنجی ها، مصاحبه ها و گروه های کانونی (Focus Groups) انجام شود. زمانی که کسب وکارها درک روشنی از کاربران خود به دست آورند، بهتر می توانند نقاط درد (Pain Points) و تنگناهایی که مانع از یک تجربه بهینه برای مشتری می شوند را شناسایی کنند.
در مرحله دوم، سازمان ها باید مشکلی را که در تلاش برای حل آن هستند، تعریف کنند. این مرحله شامل ارائه یک بیانیه واضح و مختصر است که مسئله را به طور خلاصه بیان می کند. پس از تعریف مشکل، کسب وکارها می توانند تلاش های خود را بر روی یافتن راه حل های بالقوه متمرکز کنند. در مرحله سوم، تیم ها باید با یکدیگر همکاری و همفکری کرده و اجازه دهند خلاقیت شکوفا شود.
مرحله چهارم مربوط به نمونه سازی اولیه (Prototyping) یا جان بخشیدن به راه حل پیشنهادی است. در نهایت و در مرحله پنجم، تیم ها باید ایده های خود را در دنیای واقعی آزمایش (Testing) کرده و در صورت لزوم فرآیند را اصلاح و تکرار کنند.
کاربرد تفکر طراحی و اصل «همدلی» در خدمات مالی
در حوزه خدمات مالی و مشاوره ای، مرحله “همدلی با کاربر” از اهمیت دوچندانی برخوردار است. به عنوان مثال، در طراحی یک پلتفرم سرمایه گذاری جدید، درک دغدغه های امنیتی، سطح دانش مالی کاربران و ترس از دست دادن سرمایه، به خلق رابط کاربری ساده تر و خدماتی شفاف تر کمک می کند که در نهایت منجر به اعتمادسازی عمیق تر مشتری نسبت به برند می شود.

ترکیبی از فضای مدرن مالی و ارتباط انسانی برای نمایش اهمیت شناخت دغدغه های کاربر و ایجاد اعتماد.
نتیجه گیری
در محیط کسب وکارِ به سرعت در حال تغییر امروز، تفکر طراحی می تواند به شرکت ها یک مزیت رقابتی قدرتمند ببخشد. این رویکرد به کسب وکارها کمک می کند تا محصولات و خدماتی متناسب با نیازهای دقیق مشتریان خود ایجاد کنند. علاوه بر این، تفکر خارج از چارچوب (Out-of-the-box thinking) را تشویق می کند که می تواند به تولد راه حل های نوآورانه تری منجر شود.
شرکت ها می توانند از تفکر طراحی برای رشد تجارت خود به روش های مختلفی استفاده کنند. اولاً، این روش به آن ها کمک می کند تا محصولات و خدمات بهتری خلق کنند. ثانیاً، می تواند برندها را قادر سازد تا تجربه مشتری (CX) خود را ارتقا دهند. در نهایت، تفکر طراحی به شرکت ها اجازه می دهد تا فرآیندهای داخلی خود را نیز بهبود بخشند، که این امر به کارایی و بهره وری بیشتر سازمان می انجامد.
اگر می خواهید از تفکر طراحی برای پیشبرد رشد کسب وکار خود استفاده کنید، چند نکته وجود دارد که باید در نظر داشته باشید. اول، باید از مشتریان خود شروع کنید و نیازهای آن ها را عمیقاً بفهمید. پس از اینکه درک خوبی از بازار هدف خود به دست آوردید، می توانید بهتر ارزیابی کنید که آیا راه حل های پیشنهادی شما به درستی نقاط درد آن ها را برطرف می کند یا خیر.
پس از آن، تفکر طراحی باید به عنوان ابزاری برای تولید ایده های جدید و نوآورانه مورد استفاده قرار گیرد. این ایده ها سپس می توانند آزمایش و اجرا شوند تا کسب وکار شما را به سطوح بالاتری ارتقا دهند.
کوینت می گوید همه چیز از «طرز تفکر» (Mindset) آغاز می شود. او پیشنهاد می کند ابتدا تفاوت بین تفکر طراحی و خودِ طراحی را درک کنید؛ مورد دوم به هنر و مهارت ساخت محصولات و راه حل ها اشاره دارد. در حالی که مورد اول (تفکر طراحی)، به یک رویکرد مشارکتی برای حل مسئله اشاره می کند.
اصول تفکر طراحی نه تنها نحوه ساخت محصولات را بهبود بخشیده اند، بلکه به دلیل تمرکز قوی بر حل مشکلات و نیازهای مشتریان، بر توسعه استراتژی های کلان کسب وکار نیز تأثیر گذاشته اند.
ما دیده ایم که چگونه تفکر طراحی صرفاً به طراحی محصول محدود نمی شود. رهبران کسب وکار می توانند طرز تفکرِ طراحی را اتخاذ کنند تا ضمن خدمت رسانی بهتر به مشتریان خود، از سودآوری و ترازنامه مالی شرکتشان نیز به بهترین شکل مراقبت کنند.